اگر مشکلی پیش آمد، فوراً من را مخاطب کنید!

همه دسته‌بندی‌ها

دریافت نقل‌قول رایگان

نماینده ما به زودی با شما تماس خواهد گرفت.
ایمیل
نام
نام شرکت
پیام
0/1000

چه عاملی باعث کارایی دستگاه حفاری تونل (TBM) در مناطق گسلی می‌شود؟

2026-05-07 16:30:00
چه عاملی باعث کارایی دستگاه حفاری تونل (TBM) در مناطق گسلی می‌شود؟

هنگامی که حفاری زیرزمینی از مناطق گسل عبور می‌کند، پیچیدگی زمین به‌طور چشمگیری تغییر می‌کند. یک دستگاه حفاری تونل دستگاه حفاری تونل که در این شرایط کار می‌کند، با سنگ‌های شکسته، ورود غیرقابل پیش‌بینی آب‌های زیرزمینی، زمین‌شناسی ترکیبی و تغییر الگوهای تنش روبه‌رو می‌شود — همه‌ی این عوامل می‌توانند پیشرفت را متوقف کنند، تجهیزات را آسیب دهند و هزینه‌های پروژه را افزایش دهند. درک اینکه چه عواملی باعث می‌شوند یک دستگاه حفاری تونل در مناطق گسل واقعاً کارآمد باشد، تنها یک سؤال آکادمیک نیست؛ بلکه یک تصمیم مهندسی و تأمین‌کننده‌ی حیاتی است که موفقیت یک پروژه‌ی حفاری تونل از نظر زمان‌بندی و بودجه را تعیین می‌کند.

tunnel boring machine

منطقه‌های گسلی از جمله سخت‌ترین محیط‌های زمین‌شناسی هستند که یک دستگاه حفاری تونل ممکن است با آن‌ها روبرو شود. این مناطق معمولاً شامل سنگ‌های خردشده، شکاف‌های پر از رس، مقاومت سنگی بسیار متغیر و فشار آب منفذی بالا می‌باشند. برخلاف سنگ‌های پایدار و همگن، منطقه‌های گسلی رفتار قابل پیش‌بینی ندارند و دستگاه حفاری تونلی که از ویژگی‌های طراحی مناسب، انعطاف‌پذیری عملیاتی و سیستم‌های پشتیبانی لازم برخوردار نباشد، در حفظ بهره‌وری با مشکل مواجه خواهد شد. این مقاله عوامل کلیدی — مکانیکی، عملیاتی و ژئوتکنیکی — را که عملکرد دستگاه حفاری تونل را در شرایط نامساعد زمین‌شناسی تعیین می‌کنند، به‌طور دقیق بررسی می‌کند.

درک زمین‌شناسی مناطق گسلی و تأثیر آن بر عملکرد دستگاه‌های حفاری تونل

ماهیت شرایط زمینی مناطق گسلی

منطقه گسل، ناحیه‌ای از پوسته زمین است که در آن توده‌های سنگی در امتداد یک صفحه شکست جابه‌جا شده‌اند و راهرویی از مواد مکانیکی ضعیف‌شده و بسیار متغیر را پشت سر گذاشته‌اند. در داخل این راهرو، دستگاه حفاری تونل ممکن است با ماده گُج — یعنی سنگ‌های به‌خوبی خردشده با قوامی شبیه خاک رس — مواجه شود که با بلوک‌هایی از سنگ سالم و سخت‌تر در هم آمیخته است. این ترکیب شرایطی را ایجاد می‌کند که مهندسان آن را «شرایط صورت ترکیبی» می‌نامند؛ در این شرایط، سر حفار همزمان از موادی با مقاومت‌های بسیار متفاوت عبور می‌کند.

نفوذپذیری مناطق گسل اغلب نسبت به سنگ‌های اطراف افزایش یافته است. آب زیرزمینی می‌تواند از طریق شبکه‌های شکست با سرعت بالا جریان یابد و منجر به ورود ناگهانی آب در حین حفاری تونل شود. دستگاه حفاری تونلی که فاقد سیستم‌های مناسب مدیریت آب و دیواره‌های محکم و آب‌بند است، در چنین محیط‌هایی بسیار آسیب‌پذیر خواهد بود و ممکن است با وقایع سیل‌گرفتگی مواجه شود که نیازمند اقدامات گران‌قیمت تخلیه آب و توقف غیر برنامه‌ریزی‌شده فعالیت‌ها است.

سیستم‌های طبقه‌بندی توده‌های سنگی مانند RQD، سیستم Q و RMR معمولاً نواحی گسل را در پایین‌ترین بازهٔ خود امتیازدهی می‌کنند که نشان‌دهندهٔ کیفیت بسیار پایین سنگ است. برای ماشین حفاری تونل (TBM)، این امر منجر به ناپایداری در صورت حفاری، فروپاشی سقف پشت سپر و افزایش نیازهای سیستم پوششی می‌شود. شناسایی این شرایط پیش از شروع و در طول حفاری، اولین گام در مدیریت مؤثر آن‌هاست.

تأثیر نواحی گسل بر نرخ پیشرفت ماشین حفاری تونل

نرخ پیشرفت ماشین حفاری تونل یکی از اصلی‌ترین شاخص‌های کارایی است. در سنگ‌های مقاوم، ماشین حفاری تونل مناسب می‌تواند نرخ نفوذ بالایی را با حداقل مداخله حفظ کند. اما در ناحیهٔ گسل، این نرخ به‌طور چشمگیری کاهش می‌یابد، زیرا ماشین مجبور است به‌طور مکرر سرعت خود را کاهش دهد، تنظیمات نیروی فشار و گشتاور را تغییر دهد و برای نصب پشتیبانی زمین مکث کند. این وقفه‌ها در صورت عدم تجهیز مناسب ماشین، به تأخیرهای قابل‌توجهی در برنامهٔ زمانی منجر می‌شوند.

سایش قلم‌های برش در مناطق نقص به دلیل خاصیت ساینده‌ی سنگ‌های له‌شده و گُج حاوی کوارتز افزایش می‌یابد. دستگاه حفاری تونلی که امکان بازرسی و تعویض کارآمد قلم‌ها را فراهم نکند — و ایده‌آل آن، انجام این عمل از درون یک محفظه‌ی فشاردار است — زمان بسیار بیشتری را نسبت به دستگاهی که برای تعویض سریع ابزار طراحی شده است، صرف توقف‌های نگهداری خواهد کرد. فراوانی تعویض قلم‌ها در مناطق نقص می‌تواند سه تا پنج برابر بیشتر از مناطق سنگی بدون نقص باشد؛ بنابراین این عامل یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر کارایی کلی پروژه محسوب می‌شود.

اتصال (جم‌شدن) نیز تهدید دیگری است. هنگامی که دستگاه حفاری تونل وارد زمین‌های بسیار ترک‌خورده یا متورم‌شونده می‌شود، سر قلم و محافظ دستگاه ممکن است در صورت مدیریت نادرست نیروی هل‌دهنده و چرخش، گیر کند. بازیابی دستگاه حفاری تونل گیرکرده یکی از پرهزینه‌ترین و زمان‌برترین رویدادها در ساخت زیرزمینی است و گاهی اوقات نیازمند حفاری تونل‌های راهنما، کمپین‌های تزریق گROUT، یا حفاری دستی گسترده برای آزادسازی دستگاه می‌باشد.

ویژگی‌های کلیدی طراحی دستگاه که کارایی را در مناطق نقص افزایش می‌دهند

طراحی سر برش و انطباق‌پذیری آن

سر برش اصلی‌ترین رابطه بین ماشین حفاری تونل و زمین است و طراحی آن تأثیر عمیقی بر عملکرد در مناطق گسل دارد. ماشین حفاری تونل کارآمد برای شرایط مناطق گسل معمولاً دارای سر برشی مستحکم، باز یا ترکیبی است که نسبت بازشدگی بالایی دارد تا مواد شکسته‌شده به‌راحتی از آن عبور کنند و از انسداد جلوگیری شود. انسداد بیش از حد در مواد نرم گسلی (گُج) یکی از دلایل رایج کاهش بازده و افزایش نیاز به گشتاور است.

برش‌کننده‌های دیسکی که روی سر برش نصب می‌شوند، باید با در نظر گرفتن شرایط متغیر سنگ در مناطق گسل، در موقعیت‌های مناسب قرار گیرند. ماشین حفاری تونلی که دارای برش‌کننده‌های قابل تعویض برای لبه و صفحهٔ جلویی است و همچنین چیدمان ابزاری انعطاف‌پذیر دارد، امکان تنظیم پیکربندی برش را بر اساس ویژگی‌های خاص منطقهٔ گسلی که در حال عبور از آن است فراهم می‌کند. این انطباق‌پذیری به‌طور مستقیم توقف‌های غیر برنامه‌ریزی‌شده را کاهش داده و پیشرفت به‌سوی جلو را حتی در شرایط تغییرات زمین‌شناسی حفظ می‌کند.

ظرفیت گشتاور سر برش نیز به همان میزان اهمیت دارد. در مناطق گسل، زمانی که دستگاه حفاری تونل با بلوکی از سنگ‌های سختی که در ماتریکس نرم گِیج (gouge) جاسازی شده‌اند روبرو می‌شود، تقاضای گشتاور بر روی دستگاه به‌صورت ناگهانی افزایش می‌یابد. دستگاهی که با ذخیره گشتاور اوج بالا و سیستم‌های مدیریت گشتاور ضد قفل طراحی شده باشد، این افزایش‌ها را بدون از دست دادن چرخش تحمل خواهد کرد؛ در حالی که سیستم محرکه‌ای با ابعاد نامناسب دچار قفل شده و احتمالاً سر برش را در جای خود قفل می‌کند.

پوشش محافظ و تقویت سازه‌ای

پوشش محافظ دستگاه حفاری تونل به‌عنوان سد سازه‌ای اصلی بین داخل تونل و زمین اطراف عمل می‌کند. در مناطق گسل، پوشش محافظ باید به‌گونه‌ای طراحی شود که بتواند بارگذاری نامتقارن، فشار همگراي زمین و خطر فروپاشی جزئی صورت تونل را تحمل کند. پوشش محافظی که نسبت به عرض منطقه گسل بسیار کوتاه باشد، ممکن است در طول عبور از این منطقه پوشش کافی فراهم نکند و دستگاه را در برابر نفوذ زمین و ناپایداری آسیب‌پذیر سازد.

سپر‌های مفصلی که امکان انعطاف‌پذیری جزئی بدنه ماشین حفاری تونل را در امتداد محور آن فراهم می‌کنند، به‌ویژه در مناطق گسلی که جرم سنگی ممکن است جابه‌جا شود یا هنگامی که مسیر تونل باید حول ناهنجاری‌های زمین‌شناسی منحرف شود، ارزش بالایی دارند. صلبیت در شرایط نامناسب می‌تواند منجر به قفل‌شدن سپر شود، در حالی که طراحی مناسب با مفصل‌بندی، تحرک را حفظ کرده و خطر گیر کردن ماشین در زمین‌های همگرا را کاهش می‌دهد.

سیستم آب‌بندی دمی قرارگرفته در پشت سپر، مؤلفه‌ای حیاتی است که از ورود آب زیرزمینی و خاک به داخل تونل در محل اتصال بین سپر و قطعات پوششی نصب‌شده جلوگیری می‌کند. در مناطق گسلی با فشار بالای آب، سلامت سیستم آب‌بندی دمی به‌طور مستقیم تعیین‌کننده این است که آیا ماشین حفاری تونل می‌تواند محیط کاری ایمنی را حفظ کند یا خیر. سیستم‌های آب‌بندی دمی چندمرحله‌ای مجهز به سیستم‌های تزریق گریس، ویژگی استانداردی در ماشین‌هایی هستند که برای شرایط سخت مناطق گسلی طراحی شده‌اند.

حفر پیش‌بررسی زمین و قابلیت پیش‌درمانی

یکی از مؤثرترین روش‌های حفظ کارایی دستگاه حفاری تونل در مناطق گسلی، ادغام سیستم‌های حفاری پیش‌بین (پروب) است که امکان بررسی ژئوتکنیکی زمین را در جلوی صورت حفاری فراهم می‌کند. دستگاه حفاری تونلی که مجهز به دستگاه‌های حفاری جهت‌دار به سمت جلو باشد، قادر است نمونه‌برداری هسته‌ای از زمین پیش‌رو را انجام داده، مناطق گسلی را پیش از برخورد با آن‌ها شناسایی کند و به مهندسان اجازه دهد استراتژی‌های پیش‌درمانی را طراحی کنند، نه اینکه پس از ظهور مشکلات واکنش نشان دهند.

پیش‌گROUTING از داخل دستگاه حفاری تونل روشی قدرتمند است که باعث تثبیت سنگ‌های ترک‌خورده و کاهش نفوذ آب زیرزمینی قبل از پیشروی سر حفار به منطقه درمان‌شده می‌شود. دستگاهی که به‌طور خاص برای این فرآیند با پورت‌ها و تجهیزات اختصاصی ساخته شده باشد، قادر است عملیات گROUTING را بدون نیاز به خروج خدمه از دستگاه یا راه‌اندازی زیرساخت‌های خارجی انجام دهد. این رویکرد ادغامی باعث می‌شود دستگاه حفاری تونل در صورت حفاری باقی بماند، نه اینکه برای راه‌اندازی سیستم‌های درمان زمین به عقب بازگردد.

روش‌های پوشش‌دهی سقف تونل با لوله و روش اسپایلینگ، تکنیک‌های پیش‌از-پشتیبانی اضافی هستند که یک تیم کارآمد ماشین حفاری تونل (TBM) می‌تواند از درون سپر آن‌ها را به کار گیرد. این روش‌ها یک سقف سازه‌ای بالای صورت حفاری تونل ایجاد می‌کنند و امکان ادامهٔ حفاری از مصالح ناپایدار منطقهٔ گسل را بدون فروپاشی صورت حفاری فراهم می‌سازند. توانایی انجام این عملیات از روی یک پلتفرم ماشینی واحد و بدون اختلال در توالی کلی حفاری، نشانه‌ای واضح از کارایی در شرایط زمین‌های چالش‌برانگیز است.

استراتژی‌های عملیاتی برای حفظ کارایی ماشین حفاری تونل (TBM) در عبور از مناطق گسل

نظارت واقع‌الوقت و تصمیم‌گیری مبتنی بر داده

سیستم‌های مدرن ماشین‌های حفاری تونل با طیف گسترده‌ای از سنسورها تجهیز شده‌اند که به‌صورت بلادرنگ نیروی پیش‌ران، گشتاور، نرخ نفوذ، دور در دقیقه (RPM) سر قلم‌زن، فشار صورت حفر و جریان خاک حفاری‌شده را پایش می‌کنند. در مناطق گسلی، ارزش این داده‌ها افزایش می‌یابد، زیرا شرایط به‌سرعت تغییر می‌کنند و زمان موجود برای تصمیم‌گیری بسیار محدود است. اپراتوری که تغییرات ناگهانی در تقاضای گشتاور یا فشار صورت حفر را مشاهده کند، می‌تواند بلافاصله نیروی پیش‌ران را کاهش دهد تا از قفل‌شدن ماشین یا اضافه‌بار شدن سیستم انحراف سر قلم‌زن جلوگیری شود.

ثبت داده‌ها در طول زمان به مهندسان امکان می‌دهد تا تصویری از تغییرپذیری زمین‌شناسی در طول محور تونل ایجاد کنند و داده‌های پاسخ ماشین را با موقعیت‌های شناخته‌شده مناطق گسلی که در بررسی‌های اولیه سایت شناسایی شده‌اند، همبستگی دهند. این همبستگی به تیم‌های حفاری تونل کمک می‌کند تا زمان وقوع بعدی منطقه سخت را پیش‌بینی کرده و مواد پشتیبانی زمینی، موجودی قلم‌زن‌ها و برنامه‌های کاری پرسنل را از پیش آماده کنند. ماشین حفاری تونل در اینجا تنها یک ابزار حفاری نیست، بلکه تبدیل به یک ابزار تشخیص زمین‌شناسی نیز می‌شود.

سیستم‌های راهنمایی خودکار نیز با حفظ ماشین حفاری تونل در مسیر طراحی‌شده‌ی آن، حتی زمانی که زمین سعی در منحرف کردن ماشین از مسیر صحیح دارد — که پدیده‌ای رایج در مناطق گسلی با میدان‌های تنش نامتقارن است — به افزایش بازده کمک می‌کنند. حفظ مسیر طراحی‌شده، انجام اقدامات اصلاحی پرهزینه را جلوگیری کرده و اطمینان حاصل می‌کند که هندسه‌ی حلقه‌های پوششی نصب‌شده ثابت باقی می‌ماند؛ که این امر برای یکپارچگی سازه‌ای و کارهای نصب و تجهیزات مرحله‌ی بعدی از اهمیت بالایی برخوردار است.

آمادگی تیم اجرایی و سرعت نصب پشتیبانی زمین

سرعتی که با آن تیم ماشین حفاری تونل می‌تواند پشتیبانی زمین را در بخش دمی سپر نصب کند، به‌طور مستقیم بر اینکه ماشین پس از هر ضربه چقدر سریع می‌تواند فعالیت حفاری خود را از سر بگیرد، تأثیر می‌گذارد. در مناطق گسلی، نیاز به پشتیبانی بیشتر از آن است که در سنگ‌های مقاوم وجود دارد؛ بنابراین نسبت زمان حفاری به زمان نصب پشتیبانی به‌صورت نامطلوبی تغییر می‌کند، مگر اینکه تیم کاملاً آموزش‌دیده باشد و سیستم پشتیبانی به‌خوبی سازمان‌دهی شده باشد. بخش‌های بتنی پیش‌ساخته، صفحات شبکه‌ای سیمی و تیرهای فولادی باید با دقت و سرعت مرتب‌سازی و نصب شوند.

آموزش کارکنان به‌طور خاص بر روی پروتکل‌های مناطق گسلی — از جمله واکنش اضطراری در برابر نفوذ آب، رویه‌های فروپاشی صورت حفاری و ایمنی تعویض قطعات برشی در شرایط فشار بالا — مدت زمان توقف‌های غیر برنامه‌ریزی‌شده را کاهش می‌دهد. ماشین حفاری تونل تنها تا جایی کارآمد است که تیم اپراتوری آن کارآمد باشد؛ و در مناطق گسلی، توانایی این تیم در شرایط فشار اغلب مورد آزمون قرار می‌گیرد. تمرین‌های شبیه‌سازی منظم و پروتکل‌های پاسخ‌دهی به‌وضوح مستند‌شده، بخشی از معادلهٔ گسترده‌تر کارایی هستند.

هماهنگ‌سازی شیفت‌ها عامل عملیاتی دیگری است. مناطق گسل نیازمند توجه مداوم هستند و تحویل دادن ماشین حفاری تونل به شیفت جدید بدون ارائه اطلاع‌رسانی جامع درباره شرایط فعلی زمین، نرخ سایش اخیر قطعات حفاری و هرگونه انحراف یا ناهنجاری که در طول شیفت قبلی شناسایی شده است، می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری‌های نادرست در ابتدای شیفت جدید شود. رویه‌های ساختاریافته تحویل که به‌طور خاص وضعیت مناطق گسل را پوشش می‌دهند، ابزاری کاربردی برای افزایش بهره‌وری هستند که اغلب دست‌کم گرفته می‌شوند.

بررسی‌های زمین‌شناسی و برنامه‌ریزی پیش از پروژه برای عبور از مناطق گسل

کیفیت بررسی‌های محلی و تأثیر آن بر انتخاب ماشین حفاری تونل

کارایی دستگاه حفاری تونل در مناطق گسل‌زده به‌طور قابل‌توجهی تحت تأثیر تصمیماتی است که بسیار پیش از راه‌اندازی دستگاه اتخاذ می‌شوند. کیفیت بررسی‌های محلی تعیین‌کنندهٔ این است که تیم پروژه تا چه حد هندسهٔ منطقهٔ گسل، ویژگی‌های مواد گُش (Gouge)، شرایط آب‌های زیرزمینی و طول احتمالی نواحی انتقالی بین سنگ‌های سالم و نواحی شکسته را درک کرده است. بررسی‌های نامناسب محلی منجر به انتخاب یا پیکربندی دستگاه حفاری تونلی می‌شود که برای شرایطی طراحی شده است که به‌طور قابل‌توجهی با شرایط واقعیِ مواجه‌شده متفاوت است.

یک برنامه جامع حفاری چاه‌های اکتشافی در امتداد محور تونل، همراه با بررسی‌های ژئوفیزیکی مانند شکست صوتی و توموگرافی مقاومت الکتریکی، درکی سه‌بعدی از موقعیت و گستره مناطق گسلی فراهم می‌کند. این داده‌ها به طراح امکان می‌دهد دستگاه حفاری تونل را با اندازه مناسب برش‌زن‌ها، طول پوشش محافظ، ظرفیت گشتاور و قابلیت‌های درمان زمین را انتخاب کند تا با مناطق گسلی خاص آن پروژه مطابقت داشته باشد. دستگاهی که به‌خوبی با چالش‌های زمین‌شناسی مواجه می‌شود، همواره عملکردی بهتر از دستگاهی عمومی دارد که با شرایط غیرمنتظره‌ای روبرو می‌شود.

مدل‌سازی هیدروژئولوژیکی نیز از اهمیت برابری برخوردار است. درک توزیع فشار منافذ در اطراف مناطق گسل و حجم احتمالی نفوذ آب زیرزمینی، به طراحان امکان می‌دهد تا استانداردهای مناسب آب‌بندی ماشین حفاری تونل (TBM)، ظرفیت سیستم تخلیه آب و نیاز به گROUTING پیشین را مشخص کنند. انجام این تحلیل به‌درستی در ابتدا، مدیریت بحران‌های احتمالی را به مراحل عملیاتی برنامه‌ریزی‌شده تبدیل می‌کند که این امر پایه‌ای اصلی کارایی واقعی حفاری تونل محسوب می‌شود.

سفارشی‌سازی طراحی ماشین حفاری تونل (TBM) در مقابل راه‌حل‌های آماده

برای پروژه‌هایی که عبور از مناطق شکست عمده را در بر می‌گیرند، این سؤال که آیا باید از یک دستگاه حفاری تونل سفارشی یا از یک پیکربندی استانداردتر استفاده کرد، تصمیمی استراتژیک واقعی است. دستگاه‌های طراحی‌شده به‌صورت سفارشی می‌توانند ویژگی‌های خاصی را که تیم پروژه درخواست کرده است — مانند آرایه‌های لوله‌های گROUT بزرگ‌تر، پوشش گسترده‌تر حفاری پروب، سیستم‌های مهر و موم دمی بهبودیافته یا محافظت ویژه سخت‌شده سر حفار در برابر سایش — در خود جای دهند؛ ویژگی‌هایی که ممکن است در یک دستگاه حفاری تونل استاندارد به‌عنوان قابلیت‌های پیش‌فرض وجود نداشته باشند.

با این حال، سفارشی‌سازی زمان‌بر بوده و ریسک تولید را افزایش می‌دهد. دستگاه حفاری تونلی که برای شرایط منطقه شکست بیش‌ازحد مشخص‌شده باشد، ممکن است غیرضروری پیچیده، و برای بهره‌برداری و نگهداری دشوار باشد. کارآمدترین رویکرد، اتخاذ یک میانه دقیق و متعادل است: انتخاب یک پلتفرم اثبات‌شده که دارای قابلیت‌های اصلی لازم برای انجام کار در مناطق شکست باشد و سپس اعمال سفارشی‌سازی‌های هدفمند بر اساس داده‌های زمین‌شناسی خاص حاصل از بررسی‌های محلی.

همکاری سازنده ماشین حفاری تونل، مشاور ژئوتکنیک و پیمانکار در فاز تعیین مشخصات، بهترین نتیجه را ایجاد می‌کند. زمانی که این طرفین داده‌ها را به‌صورت باز به اشتراک بگذارند و فرضیات یکدیگر را به چالش بکشند، مشخصات نهایی ماشین هم کارآمد و هم واقع‌بینانه خواهد بود و از هر دو حالت نامناسب جلوگیری می‌کند: مشخصات ناکافی که منجر به مشکلات در محل اجرا می‌شود و مشخصات اغراق‌آمیز که بدون افزایش متناسب در مزایا، هزینه‌ها را بالا می‌برد.

سوالات متداول

بزرگ‌ترین خطری که یک ماشین حفاری تونل در منطقه گسل با آن مواجه است چیست؟

بزرگ‌ترین خطر، قفل‌شدن سپر یا سر برش ناشی از فشار همگرايی زمین یا فروپاشی مواد سنگی شکسته‌شده در اطراف بدنه ماشین است. هنگامی که یک ماشین حفاری تونل (TBM) در جای خود گیر می‌افتد، عملیات بازیابی ممکن است هفته‌ها طول بکشد و هزینه‌ای معادل میلیون‌ها دلار داشته باشد. انجام بررسی‌های پیش از حفاری، انتخاب صحیح طول سپر و نظارت بلادرنگ بر فشار صورت حفاری و نیروی هل‌دهنده، روش‌های اصلی برای پیشگیری از این اتفاق و ادامه حرکت ماشین حفاری تونل هستند.

ماشین حفاری تونل چگونه با ورود ناگهانی آب در منطقه گسل روبه‌رو می‌شود؟

یک دستگاه حفاری تونل با طراحی مناسب، ورود آب را از طریق ترکیبی از دیواره‌های مهرشده، پشتیبانی صورت حفاری با هوای فشرده در حالت شیلد خاکی (EPB) یا حالت سیال (Slurry)، حفاری پیش‌رونده (Probe Drilling) جلوی صورت حفاری برای شناسایی شکستگی‌های حاوی آب و تزریق پیش‌گROUTING برای مهر کردن شبکه‌های شکستگی پیش از پیشروی، مدیریت می‌کند. ظرفیت آب‌گیری دستگاه باید بر اساس بیشترین دبی ورودی پیش‌بینی‌شده تعیین شود و اپراتوران باید پروتکل‌های اضطراری متناسبی داشته باشند تا در صورت وقوع ورود ناگهانی آب، اقدامات لازم به‌سرعت انجام شده و از سیل‌شدن تونل جلوگیری گردد.

آیا یک دستگاه حفاری تونل می‌تواند در یک پروژه واحد، هم در مناطق گسلی و هم در سنگ‌های مقاوم، به‌طور کارآمد عمل کند؟

بله، اما این کار نیازمند طراحی دقیق و محتاطانه‌ای است. دستگاه حفاری تونلی که در هر دو محیط عملکرد خوبی دارد، معمولاً دارای پارامترهای قابل تنظیم عملیاتی است — از جمله سرعت و گشتاور قابل تنظیم سرپیچ، حالت‌های انتخابی فشار صورتِ حفاری و گزینه‌های انعطاف‌پذیر پشتیبانی زمین — تا بتوان آن را بر اساس شرایط فعلی‌ای که با آن روبرو است، تنظیم کرد. این ترازنگری این است که دستگاهی که برای یک شرایط انتهایی بهینه‌سازی شده است، هرگز در انتهای دیگر طیف کارایی یکسانی نخواهد داشت؛ اما یک طراحی متوازن و هماهنگ با انعطاف‌پذیری عملیاتی می‌تواند در پروژه‌هایی با زمین‌شناسی ترکیبی، در هر دو شرایط عملکرد قابل قبولی ارائه دهد.

پیش‌گROUTING از داخل دستگاه حفاری تونل چگونه کارایی را در مناطق گسلی بهبود می‌بخشد؟

پیش‌گرانتینگ، مواد شل و ترک‌خورده را در جلوی صورت حفاری تثبیت کرده و نفوذ آب زیرزمینی را پیش از ورود سر قلم‌زن به منطقه‌ی تیمارشده کاهش می‌دهد. این امر به این معناست که دستگاه حفاری تونل از خاکی عبور می‌کند که رفتار پیش‌بینی‌پذیرتری دارد، نیاز به گشتاور کمتری دارد، سایش قلم‌ها کاهش می‌یابد و خطر ناپایداری صورت حفاری نیز کمتر می‌شود. افزایش بازدهی از خود فرآیند گرانتینگ ناشی نمی‌شود — که زمان‌بر است — بلکه از جلوگیری از توقف‌های اضطراری، رویدادهای فروپاشی و اقدامات تخلیه‌ی آب ناشی می‌شود که در صورت ورود به منطقه‌ی گسل بدون تیمار، هزینه‌ی زمانی بسیار بیشتری داشته و زمان بیشتری را به خود اختصاص می‌دهند.

فهرست مطالب